![]() |
![]() |
|
|
یا اَیهَاالذینَ آمَنوا، آمِنوا ای کسائیکه ایمان آوردید! ایمان بیارید... تقدیم به دو هم خون و هم نفس و هم ه چیزم... ۱)از فکر توو عشق تو لبریز شدم شب زنده نگهدار و سحر خیز شدم از سوی خداوند دو دستی خرداد تقدیم بتو دختر پاییز شدم
۲)هریک چو گلید و در غزل باز شدید احساس خدایید که ابراز شدید تو هر نفست شفا دهد چون دختر عیسی و تو هر دو از دی آغاز شدید تقدیم به ... ۳)بی تو من از این شهر فلج خواهم گفت
از غربت شبهای کرج خواهم گفت
تا آخر عمر با خدایم تنها عجل لویک الفرج خواهم گفت ۴)تا پیش نماز عشق را گم کردم دل،پای پیاده راهی قم کردم هر چند نماز من قضا بود اما با خاک قدمهاش تیمم کردم تقدیم به تو... ۵)کِی گفته کسی که چشم را باز نکن قحطی شده اقتصاد آغاز نکن سرمایه ی من نگاه توفانی توست لطفی کن و عشق را پس انداز نکن ۶)در قلب من ای فرشته ی خوش صورت امروز قیامت است در هر صورت با خنده ی تو به لرزه افتاده دلم یک ذره یواش تر بدم در( صور)ت تقدیم به هیچکس... ۷)هر لحظه هجوم غصه و غم بودی انگار که هم نبودی و هم بودی حالا که عزیز رفته ای می فهمم یک عمر فقط موی دماغم بودی ۸)از آب دو چشم خود بر این ماه نریز احساس خودت این همه در چاه نریز تقصیر تو بود هرچه سختی دیدم اینقدر برایم اشک تمساح نریز ۹)با من تو اگرکه خوب یا بد بشوی هرثانیه در مسیر من سد بشوی ای عشق! محال است که عاشق بشوم هرگز! مگر از جنازه ام رد بشوی
|
|
+ حرفاي زيادي در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386طرفاي 15:57 از حسن اسحاقی |
|
|
پر کرده تمام آسمان را بغضی سنگین شده در گلوی دنیا بغضی پر کرده از/عذ آب دستهایش را مرد لبخند بلب نشانده اما بغضی... او می رود و می شکند هر گامش در دخترکی سه ساله اینجا بغضی شمشیر بدست و چشمهایش بر اوست یا دست خودش می شکند یا بغضی او مانده و مشکی که به دندان دارد مشکی که در آن نمانده الا بغضی ای کاش...و ای کاش کمی فرصت داشت اندازه یک گریه و حتی بغضی حالا که بروی خاک ماهم افتاد بالای سرش نشسته زهرا, بغضی... در گوش تمام آسمانها امروز پیچید صدای یا اخا با بغضی روزی که غزل شکست پشتش چونکه تنها شدو بی امید سقا, بغضی... مشق شب بچه ها همین است, همین برگرد عمو و آب...بابا... بغضی...
|
|
+ حرفاي زيادي در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386طرفاي 12:46 از حسن اسحاقی |
|
|
آیا انسان روز هایی رو طی نکرد که چیزی نبود که قابل ذکر باشه؟!ما اونو از یه نطفه ی در
هم و برهم درست کردیم تا امتحانش کنیمُ برای همین بهش چشم و گوش دادیم. ما راهو به اون نشون دادیم حالا دوست داره شکر گذار باشه دوست داره ناسپاسی کنه.(اما!)ما برای اونایی که ناسپاسی کنن غل و زنجیر آماده کردیم.(درحالی که)اون آدم خوبا ... (برداشت آزاد از آیات ۵-۱ سوره ی انسان از آنکه مرا سرود)
یک تحفه برای همسرش آورده از پیله ی انزوا درش آورده قربان وفای او که بعد از یک عمر پُررو شده و هوو سرش آورده
گفتم که نرو ، بایست، تو عشق منی این حرف بهانه نیست ،، تو عشق منی مغرور شدی، رد شدی و خندیدی گفتی چه کلیشه ایست( تو عشق منی)
|
|
+ حرفاي زيادي در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386طرفاي 23:55 از حسن اسحاقی |
|
|
اللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ آخِرَ
تابِعٍ لَه عَلی ذلِکَ...
|
|
+ حرفاي زيادي در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386طرفاي 21:37 از حسن اسحاقی |
|
|
+ حرفاي زيادي در
یکشنبه بیستم خرداد 1386طرفاي 19:43 از حسن اسحاقی |
|
|
طرح جلد بابا يه ايميلم به ما بزن انباري وبلاگ |
| يه بنده خدا |
حسن اسحاقی
متولد خرداد67 کرج دانشجوی مدیریت صنعتی از اردیبهشت 85 شعر کار می کنم از دیماه 85 هم وبلاگ مینویسم همین... |
| دوستان |
|
modirhe بوی زندگی mehrala عشق و مرگ عطا علی تروجان هويجوري
|
| هر چي تا حالا نوشتم |
|
اسفند 1386 دی 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |