![]() |
![]() |
|
|
آیا انسان روز هایی رو طی نکرد که چیزی نبود که قابل ذکر باشه؟!ما اونو از یه نطفه ی در
هم و برهم درست کردیم تا امتحانش کنیمُ برای همین بهش چشم و گوش دادیم. ما راهو به اون نشون دادیم حالا دوست داره شکر گذار باشه دوست داره ناسپاسی کنه.(اما!)ما برای اونایی که ناسپاسی کنن غل و زنجیر آماده کردیم.(درحالی که)اون آدم خوبا ... (برداشت آزاد از آیات ۵-۱ سوره ی انسان از آنکه مرا سرود)
یک تحفه برای همسرش آورده از پیله ی انزوا درش آورده قربان وفای او که بعد از یک عمر پُررو شده و هوو سرش آورده
گفتم که نرو ، بایست، تو عشق منی این حرف بهانه نیست ،، تو عشق منی مغرور شدی، رد شدی و خندیدی گفتی چه کلیشه ایست( تو عشق منی)
|
|
+ حرفاي زيادي در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386طرفاي 23:55 از حسن اسحاقی |
|
|
طرح جلد بابا يه ايميلم به ما بزن انباري وبلاگ |
| يه بنده خدا |
حسن اسحاقی
متولد خرداد67 کرج دانشجوی مدیریت صنعتی از اردیبهشت 85 شعر کار می کنم از دیماه 85 هم وبلاگ مینویسم همین... |
| دوستان |
|
modirhe بوی زندگی mehrala عشق و مرگ عطا علی تروجان هويجوري
|
| هر چي تا حالا نوشتم |
|
تیر 1387 اسفند 1386 دی 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |